شمارۀ ششم مجلۀ حوالی
حوالی بیمارستان

ناموجود موجود شد به من اطلاع بده

نام و نام خانوادگی:

شماره تلفن:

ایمیل:

30,000 تومان

راهروهای سفید، ضرب‌آهنگِ گام‌های گاهی تند و گاهی کند، مهتابی‌های کش‌دار و تکراری. بیمارستان چیزی است میانِ گریه‌ها و خنده‌ها، امیدها و ناامیدی‌ها، مردن‌ها و زنده شدن‌ها. حوالی بیمارستان در روزهایی منتشر می‌شود که هنوز کرونا همۀ فضاهای جمعی را یک تنه قبضه کرده است و بیمارستان شده تنها پایگاه مقاومتی در برابر این ویروس.

شمارۀ پنجم مجله و ملحقات
حوالی خوابگاه + ویژه‌نامۀ سال 98 + پکیج کارت پستال 98

برای هضم بهتر آنچه امسال از سر گذراندیم، همزمان با حوالی خوابگاه ویژه‌نامه‌ای منتشر شده که در آن تلاش می‌کنیم نسبتمان را با این اتفاقات و با محیطمان، با تامل بیشتری بررسی کنیم. به این امید که در عبور از این لحظه‌ها کمکمان کند. کارت پستال های 98 نیز، برای به یاد سپاری وقایع این سال فاجعه و جنون است.

شمارۀ پنج و ما و فضای اطرافمان
حوالی خوابگاه + ویژه‌نامۀ سال 98

برای هضم بهتر آنچه امسال از سر گذراندیم، همزمان با حوالی خوابگاه ویژه‌نامه‌ای منتشر شده که در آن تلاش می‌کنیم نسبتمان را با این اتفاقات و با محیطمان، با تامل بیشتری بررسی کنیم. به این امید که در عبور از این لحظه‌ها کمکمان کند.

شمارۀ پنجم
حوالی خوابگاه

هیچ کفه‌ای در خوابگاه سنگینی نمی‌کند و در عین حال نمی‌توان پایداری و تعادل را به آن نسبت داد. مثل رشته‌های طنابی که از دو طرف کشیده می‌شود؛ در نگاه ناظر بیرونی ثابت و در سطح ماکروسکوپی در حال شکافتن. همین است که خوابگاه به هر کسی که تجربه‌اش کرده و می‌کند، یک ضربه می‌زند و اجازه نمی‌دهد کسی بدون تغییر از آن عبور کند. حتی اگر چند ساعت و چند روز در خوابگاه بوده باشد هم به تناسب از این ضربه تکان می‌خورد. مثل تجربة مهاجرت، بچه‌دار شدن، ازدواج، سربازی، مرگ یک عزیز و… نقطة چرخشی می‌شود برای ماهیت آدم‌های قبل و بعدش. آن‌ها را می‌گیرد، می‌پیچاند، فشار می‌دهد،‌ زمین می‌زند، بلند می‌کند و می‌فرستد بیرون.

ما و فضای اطرافمان
ویژه‌نامۀ سال 98 + پکیج کارت پستال سال 98

متن‌های پیشِ روی این ویژه‌نامه دقیقتر نشان می‌دهد که چگونه قدرت، فضاهای شهری را تحت تاثیر قرار می‌‎دهد و فضاهای شهری چطور ساختار قدرت را متاثّر می‌کنند.

شمارۀ چهارم
حوالی پل

پل میان‌بر است، به‌ظاهر پیونددهندۀ دو فضا؛ اما در این حوالی، پل‌ها گسست‎دهنده‌اند و آشکارکنندۀ شکاف. شکافی که مدام و پیوسته بیشتر می‌شود. پل‌هایی که تجسم توسعه‌اند، جماعتی را نمی‌بینند و جا می‌گذارند.

شمارۀ سوم
حوالی باشگاه و ورزشگاه

در ورزشگاه بازیکنان میزبان‌اند و تماشاگران میهمانِ آن‌ها؛ میهمانانی که گاه اجازۀ ورود به ورزشگاه را ندارند و گاه نفس‌به‌نفس تشویق می‌کنند و هو می‌کشند و همراهِ چندده‌هزارنفرِ دیگر، «ما»ای شکل می‌دهند از فریاد و همهمه و خشم و لذت و در یک کلام، همراهی؛ اما باشگاه‌ها متفاوت‌اند. موجودات نوبالغِ شهرهای امروزند که پیوندِ پیچیده‌ای با زندگیِ شهرنشینان دارند. فضاهایی که خصوصی‌ترند و در آن‌ها «من» اهمیتِ بیشتری دارد تا «ما».

شمارۀ دوم
حوالی قبرستان

ناموجود موجود شد به من اطلاع بده

نام و نام خانوادگی:

شماره تلفن:

ایمیل:

25,000 تومان

قبرستان فضای دیگری است. فضایی است که گاهی توقف‌گاه موقت و گاهی هم توقف‌گاه دائمی آدم‌ها است. فضایی است که در زندگی روزمره‌مان جایی ندارد؛ دور است و بهتر است دور هم نگه داشته شود. دلیلش اهمیتی ندارد: قیمتِ گزاف زمین و حرام‌شدن آن برای قبرستان یا فرار آدم‌ها از مرگ. به هر حال دور است؛ هم از جانمان، هم از خانه‌هایمان. هر از چندی هم که شهرها بزرگ‌تر می‌شوند و قبرستان‌ها می‎آیند توی شهر، دوباره به‌جای دورتری پرت می‎شوند.

شمارۀ اول
حوالی ترمینال

ناموجود موجود شد به من اطلاع بده

نام و نام خانوادگی:

شماره تلفن:

ایمیل:

20,000 تومان

ترمینال برای خیلی از آمدن‌ها نقطة شروع یک مواجهه است. دروازه‌ای در میانة شهر که اولین دیدار بی‌واسطه با مقصد در آن اتفاق می‌افتد. بعد از تماشای قاب‌های کم‌و‌بیش موهومیِ درحال حرکت از پسِ شیشة اتوبوس‌های غول‌آسا یا خطی‌های همیشه در راه، نخستین تصاویر شفاف از شهرِ پیش‌رویمان در این فضاست که نطفه می‌بندد. ما هم به سیاق بسیاری از ورودها، نخستین مواجهه‌مان را با فضاهایی که تجربه می‌کنیم، از حوالیِ ترمینال آغاز کردیم. ترمینال را مدخلی دانستیم برای روایت‌کردن از ما و فضای اطرافمان.